آرشیو دسته بندی: کارگاه های آموزشی


مقاله های شهروندی

  1. کشف ومدیریت استعداد های درخشان مددجویی سال 1397
  2. کودکان خیابان
  3. اکستاسی – قرص اکس ( هراس از یکبار مصرف)
  4. اثر بخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی سالمندان


نظریه آرکیتایپ

آرکی تایپ برگرفته از واژه یونانی آرکه تیپوس است. این واژه در زبان یونانی به معنی مدل یا الگویی بوده است که چیزی را از روی آن می‌ساختند.

نظریه کهن الگوها یا آرکی تایپهای شخصیتی بر اساس تئوریهای کارل گوستاو یونگ روانشناس و متفکر سوئیسی شکل گرفته است.

یونگ که به خاطر فعالیت هایش در روانشناسی و ارائه نظریاتش تحت عنوان روانشناسی تحلیلی معروف است را در کنار زیگموند فروید از پایه‌گذاران دانش نوین روانکاوی قلمداد می‌کنند. به تعبیر فریدا فوردهام پژوهشگر آثار یونگ: ”هرچه فروید ناگفته گذاشته یونگ تکمیل کرده است“. وی که مطالعات خود را بیشتر در بخش ناخودآگاه ذهن متمرکز کرده بود، برای آن دو گونه در نظر گرفت: ناخودآگاه فردی و ناخودآگاه جمعی. ناخودآگاه جمعی میراثی است از دوره های نخستین زندگی بشر که در حافظه تاریخی انسانها ثبت شده است و همه مردم در آن سهیم هستند.

یونگ پس از پرداختن به ناخودآگاه جمعی، نظریه آرکی تایپها یا کهن الگوها را به منظور روشن کردن اجزای شخصیت ارائه داد. به عقیده او آرکی تایپ، افکار غریزی و مادرزادی و تمایل به رفتارهایی است که انسان‌ها بر طبق الگوهای از پیش تعیین شده انجام می‌دهند. به عبارت دیگر، آرکی ‌تایپ تصاویر و رسوباتی است که بر اثر تجربه‌های مکرر پدران باستانی به ناخودآگاه بشر راه یافته است. آن بخش از رفتار هایی که اجداد اولیه با تکرار آنها باعث شده اند که اکنون آن رفتارها بصورت غریزی در همه انسانها فارغ از رنگ و نژاد بروز کنند. در واقع آرکی تایپ یا کهن الگو محتویات ناخودآگاه جمعی است که در همه انسانها مشابه است.

بر اساس دیدگاه یونگ، خودآگاهی که ظاهرا شرط لازم انسانیت است، فقط نوک کوه یخی است. زیر آگاهی، سطح بسیار بزرگ تری وجود دارد که در آن خاطرات، احساسات و رفتارهای فردی فراموش شده یا سرکوب شده وجود دارد که یونگ آن را ناخودآگاه فردی می داند. در زیر ناخودآگاه فردی دریای ژرف ناخودآگاه جمعی وجود دارد، دریایی بسیار بزرگ و باستانی که سرشار از همه تصاویر و رفتارهایی است که در طول تاریخ بارها و بارها تکرار شده اند. این تاریخ تنها شامل انسانها نمی شود، بلکه شامل خود زندگی است. همانطور که یونگ می گوید : “هر چقدر بیشتر وارد عمق روان شوی، بستر گسترده تر می شود”.

یونگ به تکراری و عمومی بودن شخصیتها و رویدادهای زندگی در انسانها پی برد. وی به این نتیجه رسید که افسانه های تاریخی که در فرهنگهای مختلف وجود دارند با روشهای نمادین تجربیات درونی مردم را به نسلهای بعد انتقال می دهند و این داستانها که به کرات در هنر و ادبیات نقاط مختلف جهان مطرح شده اند، ساختار زندگی ما را شکل می بخشند. در تمامی این داستانها تعداد کمی الگوهای اصلی وجود دارند.


فنون مصاحبه و مشاوره

مشاوره چیست ؟

 مشاوره، دادن پند و اندرز نیست؛ پاسخ دادن به سؤالات و یافتن راه حل مشکلات نیست؛ دستور دادن و تعیین تکلیف کردن نیست؛ دادن اطلاعات نیست؛ تجزیه و تحلیل مراجع هم نیست. پس مشاوره چیست ؟

تعریف مصاحبه

یک گفتگوی دو نفره که از سوی مصاحبه گر، جهت کسب برخی اطلاعات
آغاز می گردد و توسط وی بر موضوعاتی متمرکز می شود که او برای دستیابی به
اهدفی به آن نیاز دارد.
• گفتو شنودی بین مصاحبه گر و مطلع، با هدفدستیابی به اطلاعاتی معین است.
• مصاحبه عبارت است از گفتگویی منظم، جهتدار و هدفمند که با تکیه بر
موضوعی مشخّصبه عنوان محور بحث، بین دو یا چند نفر انجام می شود.

تعریف مشاوره از دیدگاه برخی اندیشمندان

گاستاد ، مشاوره را چنین تعریف می‌کند:

«مشاوره، یک جریان یادگیری است که از طریق رابطه بین دو نفر صورت می گیرد. در این رابطه، مشاور با داشتن مهارت ها و صلاحیت های علمی و حرفه ای، می کوشد تا با روش های منبطق بر نیازمندی های مراجع، او را یاری کند تا خود را بیشتر بشناسد و بینشی را که به این طریق درباره خویشتن کسب می کند، در زمینه هدف های معین که آنها را به صورت واقع بینانه ای درک کرده، به طور مؤثری مورد استفاده قرار دهد و در نتیجه، به فردی خلاق تر و شادمان تر در جامعه خود تبدیل شود. »

سی.گیلبرت رن ،مشاوره را چنین مطرح می کند:

«مشاوره رابطه ای است پویا و هدفمند که بر اساس مشارکت مشاور مراجع ،  و با روش های منطبق برنیازمندی های مراجع انجام میگیرد. در این رابطه، توجه به خودشناسی و تصمیم گیری از طرف خود مراجع، مورد تأکیداست».

مک دانیل ، مشاوره را به صورت زیر تعریف می کند:

«مشاوره یک سری تماس های مستقیم با مراجع است که هدف آنها، ارائه کمک برای سازش دادن مؤثرتر مراجع با خود و محیطش است».


فرزند پروری

بهداشت روانی کودکان به شیوه تعامل والدین با آن ها بستگی دارد. هنوز روش منحصر به فردی برای تربیت فرزندان اختراع نشده است. علتش این است که هیچ دو بچه ای شبیه هم نیستند. تفاوت بین بچه ها بیش از آن چیزی است که ما معمولاً تصور می کنیم. به علاوه، فرهنگ، جامعه، جنسیت و بسیاری عوامل دیگر در تربیت کودکان دخالت دارند.روان شناسان خاطر نشان می کنند که سبک های متفاوتی برای فرزندپروری وجود دارد سبک های فرزند پروری را می توان بر حسب دو عامل محبت و کنترل پدر و مادر، به چهار دسته تقسیم کرد.

مستبد:

داشتن انتظار زیاد برای اطاعت و انقیاد، برخوردهای تنبیهکننده، نداشتن ارتباط کلامی و دوطرفه با فرزند، تشویق نکردن استقلال فرزند، توقع فرمان برداری بدون سؤال و بدون قید و شرط!

نتیجه: فرزندان اینگونه والدین، وابسته، منفعل، با سازگاری کم، اطمینان ضعیف به خود و بدون برخورداری از کنجکاوی های مثبت ذهنی و علمی بار می آیند.

آسانگیر:

دادن آزادی زیاد، پذیرش بیقید و شرط فرزند، نداشتن هنجارها و ارزشهای معین، فقدان جهت دهی و شکلدهی رفتار فرزند و تنها حمایت کننده بودن.

نتیجه: فرزند؛ ناپخته و بدون احساس مسئولیت بار می آید، همرنگ جماعت میشود، قدرت مدیریت و رهبری پیدا نمیکند و…

بی تفاوت:

غافل بودن از وضعیت فرزند، وقت نگذاشتن، متوجه خود بودن و هرچیز را برای خود خواستن!

نتیجه: تکانشی بارآمدن فرزند، بروز رفتارهای بزهکارانه، انحراف اخلاقی، اعتیاد به مواد مخدر، الکل و…

با اقتدار:

گرم، قاطع، داشتن هنجارها و ارزشهای مشخص، انتظارات و توقعات متناسب با توانایی ها و نیازهای تحولی کودک، بها دادن به استقلال فرزند، انجام بحث های منطقی و روشن، توجیه منطقی مسائل و سپردن مسئولیت نهایی به فرزند.

نتیجه: فرزند؛ باکفایت، مسئول، مطمئن به خود، سازگار، خلاق و مشتاق فراگیری بارآمده و در تحصیل و مهارتهای اجتماعی مطلوب به موفقیت میرسد.


کارگاه آموزشی فن بیان

راهکارهای ساده برای جاری شدن کلام(فن بیان)

اگر به نکات زیر دقت کنید هنر فن بیان و محاوره بسیار آسان می شود و در موقعیت های اجتماعی با اعتماد به نفس کامل می توانید ارتباط برقرار کنید.
بیشتر افراد در موقعیت های اجتماعی در ابتدا احساس آشفتگی ، خجالت و غریبی می کنند.
در وضعیتی که شما احساس می کنید راجع به موضوع مورد بحث چیزی نمی دانید باید با حرفی سکوت و سردی بین خود و نفر مقابل را بشکنید و بحث را شروع کنید. در این حالت چه می کنید ؟!

اولین قانون برای شروع گفتگو :
۱- بخواهید که درباره ی موضوع اصلی صحبت کنید نه حاشیه :


۱-۱ در محیط کاری :

اگر شما با یک بازاریاب حرفه ای طرف هستید ، او هر طور شده رشته کلام را به دست می گیرد تا به هر صورت محصول خود را ارائه دهد ، به یاد داشته باشید او هیچ وقت شما را در موقعیتی قرار نمی دهد که کلمه بله یا خیر را در مورد تایید یا عدم تایید جنس مورد نظر بگویید .

به طور مثال شما هرگز از دهان آنها این حرف را نمی شنوید که : آیا می خواهید این بیمه را بخرید ؟!حتی اگر با خرید مخالفت کنید باز هم پافشاری او بیش ترشده و با با عباراتی مثل : شما اصلا” در مورد این بیمه چیزی می دانید ؟!! و در این وقت است که او قاطعانه پاسخ شما را خودش می دهد ” نه هیچی نمی دانید ” و یک سری چیزهایی بیان می کنند که شاید در نهایت هیچ ربطی به موضوع اصلی نداشته باشد ، در این حالت فروشنده راحت می تواند به هدف اصلی خود برسد و بحث را ببندد. این بازاریاب ها سوالاتی می کنند تا شما را به اهداف و پیش بینی های ذهن خود نزدیک کرده و چون شما در موقعیت یک فروشنده نیستید ، بالاخره راضی به خرید می شوید ! بنابراین موضوع اصلی بحث را فراموش نکنید.

۲-۱- این حالت در موقعیت های روزمزه اجتماعی چگونه می شود ؟

فرض کنید سر میز شام هستید با دوستانتان ، شما نباید فقط بگویید ” این مرغ چقدر خوشمزه است !” بلکه با اضافه کردن کلماتی به سوال خود منتظر پاسخی می مانید !

بطور مثال ” این مرغ چقدر خوش مزه است بصورت دلمه در یک شب دیگر بسیار لذید می شود ! بگویید کی و کجا آن را درست کنیم و بخوریم ؟!

خوب ! سکوتی بین شما و آنها ایجاد می شود که در حین اینکه آنها از درون از دست شما عصبی هستند ولی تنها شما آنها را مجبور کردید که با خوشحال نشان دادن خود سعی کنند تنها نظر شما را بپذیرند و موضوع گفتگو شروع می شود!

مثال دیگر :
شما می خواهید در مورد لباس یک خانم نظر دهید و آن را کامل تر کنید :
شما نباید بگویید :” چه لباس قشنگی ” خوب ، مطمئنا” او تنها پاسخ می دهد ” متشکرم! ”

بنابراین این طور می پرسید :” چه لباس قشنگی ! از کجا خریده ای ؟ ” ، در این حالت پاسخ او کامل تر است و حداقل می دانید از کدام فروشگاه خرید کرده است ، پس این طور ادامه می دهید و می پرسید : ” آن فروشگاه کجاست ؟” و در ادامه می گویید” همسر من ( یا کس دیگر را مثال بزنید ) از جای دیگر خرید می کند، من واقعا” لباسهای سبک اصیل و رسمی را دوست دارم تقریبا” شبیه مدلهایی که درتلویزیون است ، شما دیده اید ؟! ” و به این ترتیب گفتگو ادامه می یابد …

۲- آرام و خونسرد باشید :
یک فرد خونسرد باعث آرامش فردمقابل هم می شود ، همیشه باادب باشید و با روی خوش ، دیگران همیشه با چنین کسی دوستانه برخورد می کنند.

۳- می توانید دقیقا” از جایی که هستید شروع کنید :

به طور مثال اگر مورد اصلی بحث محیطی است که در آن هستید این طور می گویید :
” چه دکور جالبی !” ” نظر شما درباره ی رنگ آمیزی آن چیست ؟!”

نباید دائم به آن چیزی که خودتان علاقه دارید اشاره کنید ، نظر دیگران را بخواهید تا پاسخی هم از آنهاداشته باشید واین چنین است که ناخودآگاه گفتگو شروع می شود.

اگر در موقعیتی قرار بگیرید که به عنوان نقد کننده خبری هستید بازهم نظر دیگران را بپرسید و آنها را در بحث سهیم کنید.
در باره ی موضوعی که ممکن است کسی ناراحت شود بحث نکنید چرا که خیلی موضوعات عادی و عمومی هستند که افراد می توانند بدون ایجاد دلخوری در مورد آنها گفتگو کنند.

در واقع مهم این است که به طریقی آنها را درگیر بحث کنید و محاوره به خودی خود ادامه می یابد.
به یاد داشته باشید اگر بین افراد ، سکوتی حاکم شود آنها چون هنر شروع کردن بحث را ندارند ، خیلی خوشحال می شوند که کسی مثل شما بتواند گفتگو را آغاز کند.